خرید بک لینک
بچه که بودم، زندگی برایم شبیه زبان روسی بود...پر از عبارت های عجیب و پر از چیزهایی که از هیچ کدام هیچ نمیفهمیدم. زندگی برایم طولانی و با اصوات عجیب بود اما در عین حال، بسیار دلنشین و ریتمیک. تصور میکر

برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: پنجشنبه 22 اسفند 1398 ساعت: 7:24

بالاجبار پشت به باد و رو به دیوار ایستاده بودم، باد که به صورت میخورد، سوز چشمها را کور میکرد، پشت به باد هم که می ایستادی، سرما استخوانهایم را میسوزاند. لعنت به این سرما، لعنت به این شب... اما حتی سر

برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: پنجشنبه 22 اسفند 1398 ساعت: 7:24

صفحه بندی